چگونه از زبان بدن در مذاکرت استفاده کنیم؟!

درچند مقاله ی قبل راجب به مذاکره، چگونگی و چگونه اثر بخشی آن صحبت کردیم ولی اگر بخواهیم نتیجه ی مذاکره ثمر بخش تر باشد رای آنکه در مذاکره های مختلف فردی و گروهی موفق تر  و تاثیرگذار تر باشیم، باید زبان بدن را به خوبی شناخته و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

انسان موجودی مشاهده ‌گر است و باید یک موقعیت را با تمام حواس خود دریافت کرده و بررسی کند.

این در صورتی است که استفاده از تلفن همراه ، فضا های مجازی و… تنها یکی از حواس پنجگانه ما را به کار می گیرد. از حرکات و یا زبان بدن body language) )  استفاده کنید که در این مقاله به این مبحت مهم می پردازیم ، که مبحث بسیار مهم و پر کاربردی در جهت ثمر بخشی مذاکره ی شما و برگ برنده ایی در دستان شما می باشد اگر بدانید چگونه از آن استفاده کنید

با ما همراه باشید تا با هم به تجزیه و چگونگی استفاده از زبان بدن در مذاکره در این مقاله می پردازیم:

زبان بدن یا گفتار با بدن به انگلیسی می شود : (Body Language) یکی از بخش های جذاب و مهم در آموزش اصول و فنون مذاکره محسوب می ‌شود و بسیار کاربردی است.

 

چگونگی استفاده از زبان بدن در مذاکره

هنگامی که حالت ها و حرکات های بدن و صورت شخص مقابل را مشاهده می کنیم ، بهتر می توانیم سخنان های او را به درستی و غلط بودن آن ها آزمایش کرده و بنا بر آن ها تصمیم درست را بگیریم.

از روی دیگر، این فرصت ارزیابی را خواهیم داشت که از زبان بدن خودمان برای به کرسی نشاندن و متقاعد کردن طرف مقابل استفاده کنیم.

حال که متوجه اهمیت مذاکره حضوری و بدون واسطه برای مشاهده کردن زبان بدن است، باید بتوان به سوالات زیر پاسخی مناسب بدهیم:

  • آیا می دانیم چگونه از زبان بدن در مذاکره های مختلف استفاده درست بکنیم؟
  • آیا معنی و مفهوم هر حرکات بدن یا حالات صورت را می شناسیم؟
  • در ادامه این مقاله ما به چند سناریو فرضی آورده ایم که متوجه شوید زبان بدن در مذاکره ها چه کاربردی دارد.

نتیجه های یک تحقیق جالب را بیان کنیم:

محققین اشخاص شرکت کننده را به دو دسته تقسیم کردند و از آن ها خواستند نسبت به چند عکس واکنش نشان بدهند.

گروه اول می بایستند احساسات واقعی خود را از دیدن تصویر نشان می دادند و دسته ی دوم باید احساساتی غیر واقعی را نمایان می کردند.

محققین مشاهده کردند اشخاص دسته ی دوم برای باورپذیر نشان دادن حالت های خود ، حرکات زیاد و اغراق‌ آمیزی انجام می دهند.

به طور مثال هر چه زیاد تر پلک می زنند یا بیشتر روی  تکلم و گفته ی خود تاکید می کنند؛ در صورتی که افراد دسته دیگر چنین حالاتی را نداشتند.

 

موضوع دیگر این بود که افراد احساس شادی دروغین را راحت ‌تر از اندوه ساختگی نشان می دادند.

به این معنا که تظاهر به خوشحالی غیر واقعی برای آن ها آسان ‌تر از نشان دادن غم غیر واقعی بود.

البته تفاوت این موضوع را محققان و متخصصین این حوضه متوجه می شدند.

 

می توانیم از این تحقیق نتیجه بگیریم که نشان دادن احساسات دروغی و ساختگی به شکلی که باورپذیر باشد کار هر شخصی نیست؛

البته تشخیص دروغی بودن آن ها هم نیاز به مهارت و تجربه دارد.

یعنی هر کدام از ما اگر به قدر کفایت آگاهی و هوشیاری  نداشته باشد ، ممکن است گول همدردی ها یا ابراز خرسندی ساختگی را بخوریم.

 

برای آگاه و هوشیار بودن نسبت به این چنین نشانه هایی، پیشنهاد می کنیم مطالعات خود را در زمینه ی زبان بدن بیشتر کنید. 

البته آگاهی و شناخت نسبت به زبان بدن نباید شما را از یادگیری مهارت های ارتباط کلامی دور نگه دارد .

هر دوی این مهارت ها در راستای یک مذاکره موفق برای شما لازم هستند.

 

چند نشانه و یادگیری در زبان بدن

ارتباط چشمی و زبان چشم ها می ‌گویند چشم قسمتی از مغز است که با استخوان پوشیده نشده است.

 

این استعاره، چندان هم دور از ذهن نیست. ما بخش اعظمی از پیام های غیرکلامی را از طریق چشم ها ارسال و دریافت می ‌کنیم.

 

به همین خاطر، قسمت مهمی از آموزش زبان بدن و علائم چهره، به آموزش زبان چشم‌ها و ارتباط چشمی اختصاص می ‌یابد:

اهمیت ارتباط چشمی در حدی است که می‌ توان ادعا کرد با حذف کردن ارتباط چشمی، بخشی از محتوای گفتگو به آسانی منتقل نمی ‌شود . چه ‌بسا در یک تماس تلفنی یا مکاتبه، برای منتقل کردن پیامی که در عرض یک ثانیه با چشم منتقل می ‌شود، مجبور باشیم از چند کلمه و جمله استفاده کنیم .

 

۷ احساس اولیه  خود را چگونه در چهره نشان می‌ دهند؟

وقتی از احساسات اولیه صحبت می کنیم منظور ما هفت احساسی است که بسیار پر کاربرد و مورد استفاده است، به روایت زیر است :

 

  1. ناراحت بودن  (Sad)
  2. ترسیدن  (Fearful)  
  3. احساس انزجار و بیزاری  (Disgust)
  4. عصبانی بودن و خشم  (Anger)
  5. خوشحال بودن  (Joy)
  6. تعجب  (Surprise)
  7. تحقیر  (Contempt)

 

با امید این که مطالب تا به اینجا برای شما مفید ومورد استفاده برای شما همراهان گرامی بوده شما با شرکت در کلاس ها و یا مشاوره گرفتن از متخصص و مدرس بهمن احمدیان می توانید به نکات مورد استفاده ی بیشتری را فراگیری کنید  .

بهمن احمدیان مدرس و متخصص کسب ثروت ، کوچینگ مدیریت، مشاوره کسب و کار ، متخصص استعداد یابی و بازاریابی و فروش آنلاین و تخصصی در بازار می باشد.

بهمن احمدیان از سال ۸۲ شروع به فعالیت در زمینه های تخصصی کسب در آمد کرده و پس از استعدادیابی شما استعدادتان را کشف کرده و به شما برای رسیدن به درآمد و بالا بردن اعتماد به نفس کمک شایانی می کند و در این مقاله ما شروع به گفتمان در رابطه با موضوعاتی که هم برای زندگی روزانه و هم زندگی شغلی مفید و راه گشا است می پردازیم .  

برند سازی شخص و یا کسب و کار و برای چه میزان اهمیت دارد؟!

اکثرا تصور می ‌کنند برند سازی تنها برای معرفی و نمایش تصویری قدرتمند از کسب و کارو برند های مختلف است، در صورتی که اصلا این توصیف درستی نیست و هر شخص می ‌تواند خود را به تنهایی به یک برند معروف تبدیل کند. بر این مبنا می توان گفت یک برند شخصی می ‌تواند همانند برند های تجاری نیز به در آمد بالا و مطلوبی دست بیابد.

ولی برند سازی شخصی به‌ این سادگی اتفاق نمی‌ افتد و گاهی با برند سازی تجاری تفاوت‌ هایی دارد که باید نسبت به آن ها آگاه باشید. برای پرسنال برندینگ ( PERSONAL BRANDING)  نیز باید تحمل و شکیبایی داشته باشید و گاهی هزینه کنید تا بتوانید وجهه ی قدرتمندی از شخص بسازید.

در این مقاله می ‌خواهیم بیشتر درباره ی پرسنال برندینگ صحبت کنیم که پیش از این مقاله اشاراتی به آن کرده ایم و ببینیم چرا برند سازی شخصی مهم است. علاوه بر این ما روش‌ هایی را برای ایجاد یک برند شخصی قدرتمند بازگو خواهیم کرد.

چرا برندسازی شخصی اهمیت دارد؟

با برند سازی شخصی فرصت‌  های حرفه‌ ای زیاد تر و متناسب با کیفیت مهارت ‌های شما رای شما فراهم خواهد شد. تلاش برای تهیه ی یک تصویر با کیفیت از خود تان و توانایی‌های تان باعث می‌ شود، شناخت بهتری نسبت به خود پیدا کنید. نقطه قوت خود را بهتر بشناسید و آن‌ ها را به طور واضح نشان دهید و همچنین برای نقاط ضعف خود برنامه ‌ریزی و رفع نقص کنید. به مرور زمان در حرفه و هنر خود شناخته شوید و موقعیت‌ های شغلی بهتر به شما پیشنهاد شود و ارتباطات موثری با متخصصین حوزه ی خود پیدا خواهید کرد.

چگونه می توان یک برند شخصی ایجاد کرد؟!

برند شخصی و یا( PERSONAL BRANDING) اگر به زبان و مفهوم ساده بخواهیم بیان کنیم می شود ؛ به وجود آوردن، گستره کردن و مدیریت یک کسب ‌وکار با یک نام و یک المان  شاخص به مدیریت گروه یا فرد است .

به معنای گستره تر بخواهیم تعریف کنیم می توان به این صورت گفت که : استفاده از نام و اعتبار یک شخص حقیقی (یا حقوقی) یا در مواردی کوچتر یک گروه در هدف های تجاری و اقتصادی به عنوان یک برند می‌ باشد. به عبارتی دیگر، فرآیند های پیشرفتدر ضمینه ی یک کسب ‌وکار به وسیله نام و اعتبار یک شخص که مدیر یا صاحب اصلی آن مجموعه است پرسنال برندینگ گفته می ‌شود.

 

تاریخچه ی مختصری از  پرسنال برندینگ

در آغاز برای اولین بار صحبت از  پرسنال برندینگ در یک کتاب به نام  “بی ‌اندیشید و ثروتمند شوید” نوشته ی نویسنده  ی معروف آمریکایی جناب آقاب(( Napoleon Hill  ناپلئون هیل  در سال ۱۹۳۷ میلادی مطرح شد. ایده ی این موضوع  سال ها بعد در کتاب دیگری به نامTHE POSITING Battle for Your Mind توسط Ai Ries و Jack Trout مورد  بحث بررسی قرار گرفت. در قسمتی از این کتاب گفته شده که ما می ‌توانیم با کمک استراتژی ‌های ثابت کننده ی موقعیت تجاری، کسب ‌وکارمان را رونق دهیم. دقیقاً منظور از این استراتژی، کار روی پرسونال برندینگ است.

ولی برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ بود که خود واژه ی “برندسازی شخصی” توسط آقای تام پیترز در مقاله ‌ای به نام “برند خودتان باشید” به کار گرفته شد. در این مقاله به نکته های خاصی از این مبحث اشاره شد و زویه های جدیدی از بازاریابی قرن جدید معرفی شد. به عقیده ی کارشناسان متخصص در این زمینه، برند سازی شخصی رابطه ای بسیار نزدیک با بازاریابی اینترنتی دارد. دراصل باید این طور گفت که به خاطر  وجود اینترنت و بازاریابی ‌های آنلاین، نرخ صعود یشرفت و توسعه ی پرسونال برندینگ نیز به میزان چشم گیری افزایش یافته است.

آقای پیترز در مقاله ی خود می‌ گوید:

“مهم نیست شما در چه زمینه ‌ای فعالیت می ‌کنید و یا در چه مکانی زندگی می‌ کنید. همه ما انسان‌ ها مدیرعامل برند شخصی خودمان هستیم و این یعنی ما باید روی توانایی ‌ها، استعداد ها و اعتبار شخصی ‌مان کار کرده و با کمک آن‌ها به تجارت بپردازیم. ارزش اعتبار شما نه تنها از ارزش یک سرویس یا محصول کمتر نیست، بلکه به نوبه خود بسیار با ارزش‌ تر نیز است.”

اساس و پایه های اصلی Personal Branding

  1. ترویج و توسعه یک پلتفرم اختصاصی
  2. تمرکز روی قابلیت‌ها و ارزش‌ها
  3. تبدیل شدن به یک برند شخصی معتبر
  4. تعیین اولویت‌ها
  5. خودتان باشید

پرسونال برندینک به آسانی موارد زیر را برای شما فراهم می سازد :

  ۱) ایجاد اعتماد در کاربران

اگر با کمک این روش برندسازی ماجراهای فردی خودتان را درست مثل یک بازگویی خاطرات برای مخاطبین تعریف کنید و از پشت صحنه‌ ها و اتفاقاتی که شما را به نقطه ی کنونی رسانده‌ اند صحبت کنید، می ‌توانید بیشتر از آنکه بیند یشید را بکنید زمینه ی و بستری مناسب برای جذب اعتماد کاربران فراهم کنید. اگر بتوانید در این موارد از مثال‌ های قدیمی و واقعی نیز استفاده کنید تا صحبت‌ های خودتان را با مدرک به مخاطبین نشان دهید، تأثیر بیشتری در این روند خواهید گذاشت.

از دیگر مباحثی که در این زمینه می ‌توان به آن پرداخت علایق و یا چیزهایی هستند که شما را برای تلاش و رسیدن به موفقیت ترغیب و تشویق کرده‌ اند. مردم عاشق این هستند که راز موفقیت افراد بزرگ را بدانند و شما می‌توانید این راز موفقیت سر به مهر را در قالب خاطره‌ نویسی و روش‌های مشابه در اختیار آن‌ها قرار دهید تا با این کار اطلاعات با ارزش شخصی خود را در دسترس آن‌ها قرار داده باشید و به دنبال آن اعتماد آن‌ها را به خوبی جلب کنید. چرا که چنین کاری فقط نشان از حسن نیت شما دارد.

 

۲) توسعه و افزایش اعتبار و ارزش

با جلب اعتماد مردم، راه  را برای توسعه و گسترش فعالیت‌های مؤثر برند شما هموار می‌ شود. هرچه پرسونال برندینگ شما در وسعت بزرگتری صورت بگیرد، نرخ نزدیک شدن مردم نیز به شما بیشتر می‌شود. این نزدیک شدن شباهتی به موارد رایج ندارد و در این حالت مردم با احساسات و عواطف خودشان مستقیماً برای تعامل با شما و برند شما دست به کار می‌شوند.

احتمالاً لازم به ذکر نیست که اگر این کار را به درستی انجام دهید، به دنبال آن ارزش و اعتبار شما افزایش یافته و به یکی از متخصصین و مراجع اصلی در زمینه کاری خودتان تبدیل می‌شوید.

 

۳. ایجاد تمایز

برندسازی شخصی چیزی‌ست که باعث می‌شود شما از رقبای هم‌رده و حتی بزرگتر متمایز باشید. این مورد همچنین سبب می‌شود که شما برای مصرف‌کنندگان دلپذیرتر از کسب‌وکارهای معمولی باشید. این تمایز به خاطر ویژگی‌های گفته شده حاصل می‌شود. اما کلاً باید اذعان داشت که استایل این نوع کسب‌وکار با ماهیت خواسته‌ها و دیدگاه‌های کاربران بسیار نزدیک‌تر است. به همین خاطر، پرسنال برندینگ مقام و منزلتی خاص برای مخاطبین دارد.

 

۴. جذب فرصت‌های بیشتر

از جایی که در این نوع بازاریابی برند شما حسابی معتبر و با ارزش می‌شود، به دنبال آن افرادی که طرز تفکری شبیه به شما دارند نیز به شما و برندتان سوق داده می‌شوند. در حقیقت اهداف تعیین شده توسط شما به عنوان یک پرسنال برندر به یک شاخص برای افراد مشابه تبدیل می‌شود. همین مورد به کشف رابطه‌های جدید نه تنها روابط مربوط به مشتریان، بلکه روابط کاری و مشارکت‌های پرسود با دیگران منجر می‌شود.

به عبارت دیگر باید گفت که یک شخص فعال در حوزه پرسنال برندینگ فرصت‌های متعدد و متنوع زیادی برای ایجاد روابط کاربردی دارد و از جایی که اهداف خاص و شفافی در این نوع تجارت تعیین می‌شود، دیگر لازم نیست نگران پراکندگی ایده‌ها یا پیشنهادات نامربوط شوید. اگر فرصتی در این زمینه وجود داشته باشد، دقیقاً مرتبط با همان اهداف تعیین شده توسط شماست.

 

مذاکره!!!

اگر بخواهیم یکی از پر کاربرد  ترین مباحث این فصل را باهم بررسی و در مورد آن صحبت کنیم

مذاکره است، مذاکره یکی از اصول مهم است که سرنوشت و مسیرهر شخص و یایک کسب و کار  را مشخص و جهت می دهد. در ادامه ی این مقاله با ما همراه باشید تا مذاکره را با هم مورد بررسی قرار دهیم.

مذاکره چیست؟

گفتگویی ما بین دو ، چند شخص و یا گروه می باشد که با هدف رسیدن به یک درک واحد ، رفع نقاطی که تفاهم ندارند ، یا رسیدن به سودی  در نتیجه ی آن گفتگو، ایجاد توافق در خصوص دوره‌های اقدام، چانه زنی برای منفعت گروهی یا جمعی، یا حصول نتیجه‌ای رضایتبخش برای منفعت تمامی افراد یا گروه‌های درگیر در فرایند مذاکره، انجام می‌شود.

مذاکره فرآیندی است که در آن هر شخص شرکت کننده در مذاکرات تلاش می کند تا سودی برای خود در پایان مذاکرات به دست آورد . مذاکره با هدف رسیدن به صلح انجام می ‌شود. مذاکره در تجارت، سازمان ‌های غیردولتی، اداراه  های دولتی، رویه ‌های قضایی و ما بین ملت‌ ها و در شرایطی از زندگی فردی مانند ازدواج، طلاق، بچه دار شدن یا زندگی روزمره اتفاق می ‌افتد. مطالعه این موضوع “نظریه ی مذاکره” نامیده می ‌شود. مذاکره کنندگان حرفه‌ ای اکثر در این زمینه تخصص دارند مثل مذاکره کنندگان اتحادیه ‌ای، مذاکره کنندگان تملک‌ های اهرمی، مذاکره کنندگان صلح، مذاکره کنندگان حل اختلاف ها، یا هر شخص دیگری که تحت عنوان هایی مانند دیپلماسی، قانون گذار یا کار گزار کار می‌ کند.

 

مراحل مذاکره به شرح زیر است:

برای رسیدن به یک نتیجه ی مطلوب در مذاکره، در واقع می توان گفت که  پیروی از یک ساختار هدف دار و مفید خواهد  بود. برای مثال می توان گفت، در یک جلسه‌ ی کاری ممکن است نیاز باشد از کل مراحل برای درگیر کردن افراد حاضر در مذاکره استفاده کنید و در مذاکره دیگری بعضی از مراحل‌ به کارتان بیاید.

 مادر این قسمت از مقاله به طور تمام و کمال  مراحل برای یک مذاکره اصولی و دقیق را به شما خواهیم گفت. با ما همراه باشید

مرحله ی اول = آماده ‌سازی

قبل  از هر مذاکره ‌ای باید  تصمیم درستی و به جایی برای زمان و مکان جلسه گرفته شود، این انتخاب حتما باید  بر اساس موضوع مورد بحث و سطح (level) اشخاص  شرکت‌کننده باشد . محدوده ‌ی زمانیِ معینی را برای جلسه‌ ی مذاکره تعیین کنید . این موضوع کمک شایانی می‌ کند تا با طولانی نشدن بحث ‌ ها، کار به جدل ، دعوا و یا بروز ناراحتی افراد حاضر نکشد . در این مرحله باید درباره‌ ی تمام حقایق مربوط به مسأله‌ی مورد مذاکره اطمینان حاصل شود، از طرفی باید درباره ‌ی موقعیت خود در مذاکره شناخت کافی به دست‌ آورید. برای مثال اگر مذاکره کاری است باید روی تمام قواعد سازمانی مربوط ، تسلط کافی داشته باشید. باید بدانید مذاکره بیشتر به نفع چه‌ کسی است، تا زمانی که احساس کردید مذاکره در راه اشتباهی قرار دارد، بتوانید زمینه‌ سازی ‌کرده و در جریان جلسه ‌ی گفتگو برای تغییر جهت مسأله تلاش کنید. حواس ‌تان باشد روی سیاست ‌های سازمان ‌تان کاملا مسلط باشید، این امر کمک می ‌کند تا بتوانید یک جلسه‌ ی مذاکره ‌ی مفید را آماده‌ سازی کنید. به خاطر داشته باشید آماده‌ کردن مرحله ی آماده سازی مذاکره قبل از جلسه، از بروز درگیری و بحث‌ های بی جهت  و همین‌طور اطلاف رفتن زمان جلوگیری می ‌کند . باید درباره‌ ی مکان مذاکره هم دقت کافی به عمل آید . مکانی فراهم کنید که هر دو طرف مذاکره در آن احساس راحتی و امنیت داشته باشند. بهتر است در مورد مذاکرات سازمانی، مکان مذاکره جایی باشد که نمایندگان دو سازمان آن را به عنوان مکان بی‌ طرف بپذیرند و یا مشکلی با انتخاب مکان مورد نظر نداشته باشند.

 

دومین مرحله از مذاکره = گفتگو

در دومین مرحله از مذاکره،اشخاص یا اعضای هر دو طرف مذاکره موارد مورد نظرشان را مطرح می‌کنند. این گفتگوها درک هر کدام از طرفین را درباره‌ ی موضوع مورد مذاکره و وضعیت موجود نشان می‌ دهد . مهارت ‌های کلیدی در این مرحله، طرح سؤال، گوش‌ دادن مؤثر و همچنین وضوح موضوعات بحث است. گاهی اوقات بهتر است در حین مذاکره برای ثبت تمام نکات مربوط به موضوعات مهم، یادداشت‌ بردارید، زیرا ممکن است در آینده برای روشن شدن خیلی از مسائل، نیاز باشد صحبت ‌های طرف ‌های مقابل را بررسی یا به او یادآوری کنید. از طرف دیگر در این مرحله گوش دادن اهمیت زیادی دارد، در شروع گفتگو، دو طرف وضعیت برابر دارند اما وقتی در جریان مذاکره بحث بالا می‌گیرد اگر از مهارت گوش دادن استفاده نشود و هر دو طرف بخواهند مدام حرف‌ خودشان را بزنند و کمتر به صحبت ‌های طرف مقابل توجه ‌کنند، اوضاع بحرانی می ‌شود و ممکن است مذاکره به جاهای خوبی ختم نشود. این شرایط همیشه وضعیت یکی از طرفین مذاکره را دچار مخاطره می‌کند.

 

سومین مرحله برای مذاکره = بیان اهداف

در گفتگو حتما هدف ها، دیدگاه‌ ها و منافع هر دو طرف درگیر مذاکره روشن و واضح شود. پس بنابر این  بهتر است چک لیستی از موارد مورد بحث به ترتیب اولویت آن ها گرد آوری کنید. این شفاف ‌سازی، شناساییِ منافع مشترک هر دو طرف را ممکن می‌کند و زمینه‌ساز حفظ این منافع برای هر دو طرف می‌ شود. شفاف‌ سازی و بیان اهداف، بخش اساسی روند مذاکره‌ ی درست است و بدون آن احتمالا در طول مذاکره برای هر دو طرف سوء تفاهم ‌هایی به وجود خواهد داد. بروز سوء  تفاهم یکی از موانع جدی برای رسیدن به نتایج مطلوب در مذاکره است.

 

 مرحله ی چهارم = نتیجه ی  مساوی – مساوی

در این مرحله روی موضوعی متمرکز است که ما به آن نتیجه‌ ی مساوی-مساوی می‌گوییم. این بهترین حالت برای یک مذاکره‌ ی اثر بخش است . در این وضعیت هر دو طرف مذاکره حس می‌ کنند نتیجه ‌ی خوبی گرفته ‌اند. در اصل موضع مساوی-مساوی زمانی اتفاق می‌ افتد که هر دو طرف در آخر، بحث را یک گفتگوی مثبت بدانند ، حس کنند که نقطه نظرات ‌شان در نظر گرفته ‌شده و حقی از کسی ضایع نشده است. نتیجه‌ ای که در آن هر دو طرف برنده باشند بهترین پایان برای یک گفتگوی دو طرفه خواهد بود. اگرچه رسیدن به این حالت همیشه امکان‌ پذیر نیست اما یادتان باشد در مذاکرات ‌تان برنده شدن هر دو طرف باید هدف نهایی مذاکره باشد. نکته‌ی مهم دیگر این است که همیشه از قبل پیشنهاداتی هوشمندانه به عنوان استراتژی جایگزین درباره‌ی موضوع آماده کنید، چون در جریان مذاکره ممکن است طرف مقابل موضوعاتی را مطرح کند که شما توسط این پیشنهادات جایگزین بتوانید هم او را قانع کنید و به نیازهایش پاسخ دهید و هم از اهداف خود فاصله نگیرید. در این حالت یک وضعیت سازگاریِ نسبی وجود خواهد داشت و مذاکره به اختلاف کشیده نمی‌شود . معمولا چون ارائه‌ی پیشنهادات جایگزین حرکت مثبتی است و نشان از حُسن نیت طرف مقابل دارد می‌تواند سود مند باشد.

 

مرحله ی پنجم = توافق

توافق ، نتیجه‌ ی درک درست دو طرف مذاکره است و موجب حفظ منافع هر طرفین می ‌شود. برای رسیدن به توافق همه باید با ذهن باز در مذاکره مشارکت کنند. این مسأله برای دستیابی به یک راه‌ حل قابل قبول پر اهمیت به نظر می ‌رسد. بنابراین دو طرف مذاکره باید از افراد دارای شخصیت انعطاف ‌پذیر انتخاب شوند. اگر برای شرکت در یک مذاکره آماده می ‌شوید به این نکته توجه کنید که برای رسیدن به توافق باید برای پذیرش هر چیزی، توان فهمتان را افزایش بدهید. از طرفی باید همه چیز را روشن بیان کنید تا شخص مقابل هم به درک درستی برسد. اگر بتوانید به لحاظ ذهنی در مقابل طرف مذاکره موضع‌گیری نکنید و به راحتی درباره مسائل صحبت کنید، هم شما و هم طرف رو به رو بر اساس واقعیت و درک آن می‌ توانید بهتر تصمیم بگیرید. این راهکار برای مذاکرات خانوادگی یا روابط فردی اصل مهمی است.

 

مرحله ی ششم =  اجرایی کردن

در این مرحله مورد نیاز است که دو طرف به توافق و تفاهم به دست‌ آمده و تصمیم های گرفته شده در مراحل  مذاکرات  عمل کنند. در این حالت است که مذاکره واقعا نتیجه کاملی داشته است.

بهمن احمدیان از سال ۸۲ شروع به فعالیت در زمینه های تخصصی کسب در آمد کرده و پس از استعدادیابی شما استعدادتان را کشف کرده و به شما برای رسیدن به درآمد و بالا بردن عزت نفس و فنون مذاکره کمک شایانی می کند و در این مقاله ما از شروع به گفتمان در رابطه با موضوعاتی که هم برای زندگی روزانه و هم زندگی شغلی مفید و راه گشا است می پردازیم.

عزت نفس چیست؟

مبحث دومی که به آن می پردازیم عزت نفس است، با ما همراه باشید تا در ادامه و مقالات بعدی اثر موثر واقع شده ی این مباحث را در زندگی خود و اطرافیانتان احساس کنید…

عزت نفس اصل دیگری است که هر فرد در زندگی باید این اصل را رعایت کند در این مقاله ما توضیح کامل و مفید در رابطه با عزت نفس، ویژگی هایش و راه های رسیدن به آن را برای شما شرح می دهیم

با ما همراه باشید…

عزت نفس به چه معناست:

 

عزت نفس به معنای پذیرش شرایط پیش آمده و تلاش برای بهتر کردن شرایط موجود

عزت نفس مربوط است به گوهره ی درونی انسان ها ولی می توان گفت تفاوت آن با اعتماد به نفس این است که ، اعتماد به نفس یک مهارت می باشد ولی عزت نفس درون هر شخص می باشد.

و همچنین  کریستوفر مراک(Cristopher merak) در یکی از کتاب های خود در رابطه با عزت نفس این چنین نوشته است که :ما هنوز به جایی نرسیده‌ ایم که نظری مشخص و قطعی بر روی تعریف عزت نفس وجود داشته باشد و بتوانیم به راحتی بگوییم که معنی عزت نفس چیست و عزت نفس یعنی چه …

 

اما نکته ی جالب توجه این است که با وجود همه ی ابهام‌ها و اختلاف‌ نظرهایی که در تعاریف عزت نفس وجود دارد، بر سر مهم بودن عزت نفس اختلافی نیست.

 

مثلاًبه طور مثال: همه‌ ی ما احساس می‌ کنیم که عزت نفس، در اصل می تواند به نوعی مواجهه‌ ی ما با مشکلات زندگی، روبرو شدن با شکست‌ها، خصوصیات رفتاری اشخاص پس از پیروزی‌ها، شادمانی در زندگی، چگونگی  مدیریت تعارض، سطح انتقادپذیری، کیفیت روابط عواطفی و هزاران مورد و خصوصیات دیگر تاثیر گذار می باشد.

ویژگی اشخاص با عزت نفس بالا چیست؟!

 

۱) اشتباهات خودشان را براحتی می پذیرند.

۲) ارزش خودشان بسیار عالی می دانند و افتخار می کنند، این ارزش ها مانند ( افراد کاریزماتیک – تعصب نسبت به داشته هایشان)

۳) تلاش روز افزون برای بهتر شدن نسبت به روز قبل شان

۴) نکات مثبت (حسن جویی)  از خود و دیگران ( مچ گیری مثبت)

مچ گیری مثبت به معنای : ویژگی لحظه ایی شخصی که باید در لحظه بیان شود

۵) قدر شناسی : قدر کارهایی که خودشان یا دیگران انجام می دهند می دانند و کوچک نمی شمارند.

۶) سازگاری با شرایط پیش آمده و تبدیل به احسنت

این شش نکته ی بالا ویژگی افراد با اعتماد به نفس بالا می باشد

و نکته ی دیگری که افراد با عزت نفس آن را دارا هستند برای این که دوست داشتنی تر باشند انتفاد کردن نسبت به خود و دیگران را ترک می کنندو پیشنهاد را به جای انتقاد به کار می برند (مانند لباس قرمز بیش تر به شما می آید تا بگویند لباسی که پوشیدی واقعا زشت است)

ویژگی افراد با عزت نفس پایین شامل :

کمبود عزت نفس، ریشه‌ی بسیاری از مشکلات ذهنی و رفتاری انسان ها است

عزت نفس پایین موجب می‌شود در تصمیم گیری‌ ها، برای اطلاعات ، نگرش، تجربه و الگوهای ارزشی خودمان،‌ به اندازه‌ ی دیگران، اعتبار قائل نباشیم و به همین دلیل، برای اطرافیان سهمی بیش از آنچه باید، در تصمیم‌گیری‌ های شخصی خود قائل شویم.

و ویژگی افراد دچار کمبود عزت نفس مباحث زیر است.

۱) انتقاد، انتقاد، انتقاد ( این یعنی اعتماد به نفس پایینی را دارید و باید آن را با متکی بر مقاله اول بالا بیاورید)

۲) از مقایسه های غیر عادی بین خود و دیگران بپرهیزید.

نکته * منابع علمی ، مالی ، اجتماعی، ارتباطی، فرهنگی افراد با دیگران همسان نیست. ( اگر این نکته را در نظر بگیریم خودمان را به عنوان با اشخاص دیگر مقایسه نمی کنیم)

۳) در خواست همیشه برنده بودن: این امکانات به ندرت وجود دارد پس همیشه باید در تلاش بود و مانع کسی نشد

۴)  نیاز به تایید شدن از سمت و سوی دیگران دارند ( هر کار خوبی برای خودم است)

۵) طلبکار بودن از زمین و زمان (احساس گناه و خجالتی بودن)

۶) بدترین حالت برای عزت نفس پایین است. هر وقت گناهی را انجام دادیم یکبار پذیرش  و عدم تکرار بهترین راه است.

نکته* هر گناه یک بار عذاب وجدان دارد

در اصل خدا انسان را می بخشد ولی سیستم عصبی نه!

عوامل تخریب عزت نفس

۱) شخصی کردن تمام مسائل

۲) هدف گذاری های نامناسب

۳) اهمال کاری و به تعویق انداختن

۵) قضاوت نادرست خود در هر زمینه ایی

۶) کمال گرایی افراطی

 

راه کارهای افزایش عزت نفس

 

راه های زیر برای تمرین افزایش اعتماد به نفس بسیار مفید است

۱) عمل به انجام آموخته ها

۲) ترسیدن ولی باز هم اقدام کردن( جان مکس : بترس بلرز اما باز اقدام کن)

۳) زندگی در لحظه (کتاب نیروی حالبه این موضوع بسیار اشاره کرده است) با استفاده از تجربیات گذشته در حال زندگی کن

۴) شناخت خود یکی از مهم ترین اصل ها برای افزایش عزت نفس است.

بهمن احمدیان مدرس و متخصص کسب ثروت ، کوچینگ مدیریت، مشاوره کسب و کار ، متخصص استعداد یابی و بازاریابی و فروش آنلاین و تخصصی در بازار می باشد.

پس از آشنایی با مفاهیم بالا امید وار هستیم که تلاش برای بهبود زندگی خود و بالا بردن عزت نفس و اعتما به نفس را در خود بیشتر کنید تا کیفیت زندگی بهتری را برخوردار باشید .

بهمن احمدیان از سال ۸۲ شروع به فعالیت در زمینه های تخصصی کسب در آمد کرده و پس از استعدادیابی شما استعدادتان را کشف کرده و به شما برای رسیدن به درآمد و بالا بردن عزت نفس کمک شایانی می کند و در این مقاله ما از شروع به گفتمان در رابطه با موضوعاتی که هم برای زندگی روزانه و هم زندگی شغلی مفید و راه گشا است می پردازیم.

اعتماد به نفس

مبحث اولی که به آن می پردازیم اعتماد به نفس است، با ما همراه باشید تا در ادامه و مقالات بعدی اثر موثر واقع شده ی این مباحث را در زندگی خود و اطرافیانتان احساس کنید…

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس در معنوی لغوی به معنای، خود باور یا خود باوری است که خود معنی لغوی نیز نیمی از مسیر توضیح درباره ی این کلمه ی با شکوه که در زندگی هر کس وجود داشته باشد تفاوت کاملا مشهود می باشد.

اعتماد به نفس یعنی : باور به انجام کار به جا و صحیح در هر شرایطی که نیاز به تصمیم و عمل می باشد تعریف دیگری که بسیار شنیده شده از اعتماد به نفس این است که : اعتماد به نفس، متکی بودن به عوامل ، نیروها و توانایی های شخص و بهره برداری از این نیروهای درونی، در راه  پر از موانع ،پیچ وخم زندگی و مشکلات و دشواری ها می باشد. و این که مسئولیت خود را به طور کامل قبول کنیم ، نه این که چشم امید و انداختن مسئولیت های خودمان به سوی دیگران داشته باشیم، این که شما اشتباهات و مسئولیت های خودتان را بر دوش دیگران بیندازید بزرگترین اشتباه و یکی از بزرگترین و مخرب ترین اشتباه زندگی هر فرد می باشد.

خصوصیات افراد دارای اعتماد به نفس

۱) احساس مثبت به خودتان، مذهبتان، زندگی و مردم، و رابطه با آن ها

۲)  دارا بودن عزت نفس

۳) اعتقادات دینی و نقش آفرینی آن ها در زندگی

۴) در مقابل مشکلات زندگی صبر دارند و شکست و سختی ها را فرآیندی برای موفقیت می دانند

۵) صحبت با افراد دیگر و استفاده از تجربه های دیگران، برای زندگی موفق واهداف (ابتدائی، متوسط و نهایی) با توجه به دسته بندی شخصی دارند

۷)   شادابی  روحی و سلامت جسمی و هر شب به مرور برنامه های روز خود می پردازند (برای رفع عیب ها) برنامه ریزی دارند

۷) کنترل کردن عواطف و احساس: (ریشه ی اصلی احساسات و عواطف مغز است، با کنترل مغر ، رفتار را نیز کنترل کرده ایم)

۸)  شجاعت، اراده محکم دارا اند

۹) به شخصی که نیاز به کمک دارد در حد توان دریغ نمی کنند

۱۰) کار های خود را می پذیرند و از وضعیت بی کاری دوری می جویند

۱۱) توجه زیادی به خودشناسی دارند و به سادگی محدودیت های خود را قبول می کنند

۱۲) توانایی رهبری مقتدرانه را دارند ولی ریاست نمی کنند

۱۳) بسیاربرخود مسلط هستند که با توجه به پتانسیل درونی خود می توانند در هر زمانی که لازم باشد در مقابل دیگران نه بگویند

۱۴) قابلیت شکوفایی استعدادهای خود را دارند و می توانند از آن ها استفاده کنند.

خصوصیات اشخاصی که اعتماد به نفس پایینی دارند، چیست؟

۱- صحبت های اطرافیانشان را در مورد خصوصیات خوب خود قبول نمی کنند.

۲- خود را را یک انسان معمولی و یا حتی پایین تر می پندارند.

۳- احساس می کنند دیگران فقط نکات منفی و یا عیب هایشان را می بینند و مورد قضاوت قرارمی دهند.

۴- برای تصمیم گیری به دیگران تکیه می کنند.

۵- بیان احساسات اصلا ندارند.

۶- با دیگران خود را مایسه و خود را حتی کوچک می شمرند.

۷- از شکست می ترسند وهیچ وقت دست به کار جدید به علت این ترسشان نمی زنند.

راه کار های افزایش اعتماد به نفس:

 

۱) خودمان را دوست بداریم و به خودمان عشق بورزیم

۲) با خود و دیگران صادق باشیم

۳) خودمان برای کار های خوب تشویق کنید

۴) اصلاح الگوی فیزیکی( ورزش کنید و بیشتر به سلامت بدنتان اهمیت دهید)

۵) بالا بردن اطلاعات عمومی در مباحث مورد نیازتان

این موضوعات گفته شده  بالا در خود جستجو کنید و از خودتان بپرسید که آیا من اعتماد به نفس دارم ؟ یا خیر؟!

اگر احساس می کنید که اعتماد به نفستان پایین است از راه کارهای افرایش اعتماد به نفس که در بالا گفته شده استفاده کنید و سعی کنید پس از مدتی که تمرین های بالا را انجام دادید دوباره از خودتان بپرسید که آیا من اعتماد به نفس دارم و یا حتی اگر نپرسید کم کم متوجه می شوید که با تمرین راه کارهای بالا تفاوتی در رفتار شما نسبت به رفتار گذشته ی تان به جود آمده که این خود یک دستاورد مهم در مسیر زندگیتان می باشد.

پس از آن که متوجه تغییراتی در اعتماد به نفستان شدیدو یا حتی از قبل آن را دارا بودید نوبت به مرحله ی بعدی می رسد که بسیار لازم الاجرا می باشد و آن هم حفظ اعتماد به نفس است.

شرایط عمومی حفظ اعتماد به نفس به این صورت است که:

۱)  با خودتان  کاملا با کلماتی مثبت و با اعتماد به نفس سخن بگویید.

۲)  تصویر های سازنده مثل :خودتان را بهترین موقعیت مورد نظرتان تصور کنید.

۳- از زبان بدن (body language) به طوری که نشان دهنده ی اعتماد به نفس باشد استفاده کنید.

۴- هر روز حد اقل روزی یک مرتبه یک حرکت کوچک و غیر عادتی خودتان را انجام بدهید

هر میزان این چهار تمرین بالا را بیشتر انجام بدهید به میزان اعتماد به نفس و حفظ آن بیشتر دست می یابید.

به هر حال به زودی واکنش‌ شما به موقعیت یا جابجایی های جدید، به جای ترس و تردید،به خودباوری و اعتماد به نفس کامل تبدیل خواهد شد.

 

 انجام دادن این چهار مورد بالا هزینه ایی برای شما ندارد و بسیار مفید واقع شده در علم روانشناسی روز دنیا، و مورد دیگری که از فواید آن می توان گفت این است که وقت بسیاری نیز از شما نمی گیرد.

 

با مشاوره گرفتن از بهمن احمدیان در مورد اعتماد به نفستان بیشتر مطلع شوید

 

بهمن احمدیان مدرس و متخصص کسب ثروت ، کوچینگ مدیریت، مشاوره کسب و کار ، متخصص استعداد یابی و بازاریابی و فروش آنلاین و تخصصی در بازار می باشد.

بهمن احمدیان از سال ۸۲ شروع به فعالیت در زمینه های تخصصی کسب در آمد کرده و پس از استعدادیابی شما استعدادتان را کشف کرده و به شما برای رسیدن به درآمد و بالا بردن اعتماد به نفس کمک شایانی می کند و در این مقاله ما شروع به گفتمان در رابطه با موضوعاتی که هم برای زندگی روزانه و هم زندگی شغلی مفید و راه گشا است می پردازیم.

اصول و فنون مذاکره

 در مبحث قبلی راجب به مذاکره  چیست و مراحل آن پییش روی کردیم و اگر بخواهیم یکی دیگر  از پر کاربرد  ترین مبحث های آن هم اصول و فنون مذاکره است که در این فصل را با هم بررسی و در مورد بحث قرار می دهیم .

 فنون مذاکره ، یکی از اصول مهم است که سرنوشت و مسیر هر شخص و یا یک کسب و کار  را مشخص و جهت می دهد. در ادامه ی این مقاله با ما همراه باشید تا فنون مذاکره را با هم مورد بررسی قرار دهیم.

چند اصول و فنون برای داشتن یک مذاکره ی موفق

هر شخص موجودی است اجتماعی که ، تقریبا کل منفعت هایش رابطه ی مستقیمی با نحوه‌ ی مذاکره و گفتگو با دنیای اطرافش دارد. هر شخصی  در مذاکره به طور معمول تلاش می‌کند تا امتیازاتی را به دست بیاورد وحتما مذاکره ‌ای موفق است که شما بتوانید امتیاز بیشتری به ‌دست بیاورید و پایین ترین امتیاز را به طرف مقابل خود تان بدهید . البته نگه‌ داشتن طرف مقابل مذاکره تا آخرین لحظه ی مذاکره و یا جلسه  هم یک برگ برنده ی درست و حسابی  برای شما به حساب می آید .

با ما همرا باشید تا در این مقاله فنون و اصول را  در مورد مذاکره با هم مورد بررسی قرار دهیم :

با انواع گفتمان ها آشنایی پیدا کنید

یک استاد دانشگاه در دانشگاه کلاگ که نویسنده ی کتاب (( ذهن و قلب مذاکره کننده )) به نام لی تامپسون  بر این باور است  ؛ که رابطه ‌ی ما بین مشتری و گارسون در یک رستوران کنارجاده  ‌ای، یک مذاکره‌ی کوتاه‌ مدت است که ممکن است بارها و بار ها در زندگی هر شخصی  اتفاق بیافتد . خیلی دور از ذهن است که مشتری  و خدمه‌ ی رستوران بار دیگر با  یکدیگر ملاقات داشته باشند ، به همین خاطر  این یک گفتگو ی کوتاه‌ مدت است. از طرف دیگر گفتگو های ما بین کارمندان در محیط های کاری را باید از نوع مذاکرات بلند مدت دانست .

 

در مذاکرات بلند مدت نه تنها چیزهایی که به دست می‌آورید مهم و با اهمیت هستند، بلکه تاثیری هم که روی شخص مذاکره مننده و اطرافیان می‌گذارید بسیار مهم است.

یک پیشنهاد متفاوت و شکه کننده بدهید

یک پژوهشگر دانشگاه کلمبیا در زمینه‌ ی مذاکره اعتقاد دارد افراد معمولا در گفتن اولین پیشنهادِ کاری خود اندکی محتاط  تر عمل می‌کنند .

وی مذاکره در مورد حقوق و دستمزد را مانند فروش خانه می‌ داند: (( دید گاه فروشنده را در نظر بگیرید: هر چه قیمت پایه‌ ی شما زیاد تر باشد ، قرارداد نهایی نیز بالاتر بسته می ‌شود.))

پیشنهاد یک قیمت بالا باعث می ‌شود خریداران روی نقاط مثبت کار و سوژه تمرکز بیشتری داشته باشند . علاوه بر آن ، دادن یک پیشنهاد تهاجمی اولیه ، به شما این اجازه را می ‌دهد تا پیشنهاد امتیازا تی هم به طرف مقابل بدهید اما باز هم چیزی که به دست می‌آورید خیلی بهتر از حالت‌ های دیگر باشد ؛ این در صورتی است که اگر پیشنهاد اول شما شکه کننده نباشد، شما فقط دو شانس دارید : یا باید امتیازات کمتری پیشنهاد بدهید و یا بر روی خواسته ‌ی اولیه‌ ی خود پا فشاری کنید .

 

شما پیشنهاد دهنده ی اول باشید

معمولا اولین گزینه‌ های ارائه شده در مذاکره، تأثیر زیادی در گزینه ی انتخاب افراد می‌گذارد. اگر برای مصاحبه‌‌ ی کاری رفته‌ اید، همان اول بالاترین مبلغ پیشنهادی خود را برای حقوق بدهید. مدیران بخش استخدام در هر اداره معمولا پیشنهاد را آرام آرام پایین می ‌آورند، به همین خاطر اگر همان ابتدا پیشنهاد بالایی بدهید، حتما خیلی بهتر است تا این که مبلغ پایینی بدهید و بعد برای بالا بردن  رقم آن مذاکره کنید.

در مذاکره مانند آیینه باشید

زمانی که اشخاص  با یک دیگر ارتباط برقرار می ‌کنند، از رفتارهای هم تاثیر می ‌پذیرند، نوع گویش، الگو های رفتاری، حالات چهره و زبان‌ِ بدن از جمله فاکتورهایی هستند که متاثر از رفتار دیگران است.

تحقیقات نشان می‌ دهد اشخاصی که تلاش می‌ کنند الگوهای رفتاری طرف مقابل در مذاکرات را تقلید کنند، نه تنها بهتر مذاکره می‌ کنند بلکه دامنه‌ ی ارتباطی خود را نیز وسیع می ‌دهند.

مذاکره‌ کنندگانی که رفتار طرف مقابل را تقلید می‌ کنند، نتایج بهتری به‌دست می‌ آورند و در نتیجه ی عملکرد بهتری هم دارند.

بیشتر در مورد خود صحبت کنید

آدام گرنت ، در سال ۲۰۰۲ در طی آزمایشی از دانشجویان دانشگاه نورث‌ وسترن و دانشگاه استنفورد خواست که از طریق ایمیل با هم مذاکره کنند .

برخی  از افراد مستقیم رفتند به سر اصل مطلب و تنها اسم و آدرس ایمیل خود را به هم دادند.

ولی گروه دوم در طول مذاکرات ، تلاش کردند اطلاعات بیشتری در مورد علایق و عادات رفتاری و کاری یک دیگر نیز به ‌دست بیاورند. اطلاعات نشان داد، این افراد در ۵۹ درصد موارد به توافق رسیدند ؛ این در صورتی است که میزان توافقات برای گروه اول فقط در حدود ۴۰ درصد بود.

تمام گزینه ‌ها را روی میز نگه دارید

به جای اینکه بگویید بگذارید اول مسئله‌ ی حقوق را حل و فسخ کنیم و سپس به سراغ موضوعات دیگر برویم، بهتر است همه‌ ی شرایط و بخش ‌های مختلف قرارداد را موازی هم‌ پیش ببرید، از موقعیت مکانی و میزان تعطیلات سالانه گرفته تا میزان پاداش کاری.

آدام گرنت اعتقاد دارد که: ( گذاردن تمام گزینه‌ ها روی میز، انعطاف ‌پذیری شما را در حفظ موقعیتِ کاری و افزایش حقوق و مزایا بیشتر می‌کند.)

موضوع گفته شده در بالا را اگر دردرست رعایت کنید شما موفق و سربلند و پیروز خواهید بود

بهمن احمدیان از سال ۸۲ شروع به فعالیت در زمینه های تخصصی کسب در آمد کرده و پس از استعدادیابی شما استعدادتان را کشف کرده و به شما برای رسیدن به درآمد و بالا بردن عزت نفس و فنون مذاکره کمک شایانی می کند و در این مقاله ما از شروع به گفتمان در رابطه با موضوعاتی که هم برای زندگی روزانه و هم زندگی شغلی مفید و راه گشا است می پردازیم.